تبليغاتX
اشک وقلم
اشک وقلم
 
دعاي باران خواندم برمن باريدي حالا بايد نذرم را ادا کنم هزار بوسه شرجي
|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 

پشت احساس عميق دل من

شهري از جنس دل است

که اگر پا بگذاري انجا

روي هر خشت و گلش نام تو را مي بيني

و اگر منت خود را به سرم بگذاري قدمت روي نگاهم

بنشيني انجا

دختر را تو ببيني که لباسش پر گلهاي اقاقيست , بنفشه ست ياس است

و به سويت ايد با نگاهي که پر از احساس است

گوش کن زير لبش زمزمه اي مي خواند

که اگر تا مهتاب تو کنارم باشي

اسمان دل من تا به ابد ابيست . اه اين قلب پر از خواهش من .

از جدايي نگاه تو دگر عاصيست تو بمان تا به سحر

نه سحر تا به ابد

عشق اي جا جاريست ...

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 حق اینو نداری
قصه ي عشق منو تو ديگه به آخر رسيده

يه خط قرمز قشنگ دلم رو قلبت کشيده

دوره منو تو خط بکش تموم شده طاقت من

من ديگه قيدتو زدم حرف موندن رو نزن

حقه اينو نداري اسمه منو بياري 

از عشق تو ميگذرم ديگه منو نداري

چشمامو بستم رو تو ميخوام تو رو ترکت کنم

پا رو قلبت بذارم پيش همه بدت کنم

چشمامو رو هم ميذارم تو رو فراموش ميکنم

روي نگاه با نفسام شمعاتو خاموش ميکنم

از عاشقي حرفي نزن عاشق شدن کار تو نيست

ديگه اسيرت نميشم اينجا ديگه جاي تو نيست

حقه اينو نداري اسمه منو بياري

از عشق تو ميگذرم ديگه منو نداري

چشمامو بستم رو تو ميخوام تو رو ترکت کنم

پا رو قليت بزارم پيش همه بدت کنم

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 دروغ بود
همه ي حرفا دروغ بود من ديگه دوست ندارم

ميدونم بي تو ميميرم ولي باز تنهات ميزارم

ميدوني باور ندارم ديگه هيچ کدوم حرفات

ميرم و تنهات ميزارم تو بمون بي کس و تنها

باور نميکردم يه روز برم و تنهات بزارم

باور نميکردم يه روز رو قلب تو پا بزارم

باور نميکردم يه روز تو اوج بي کسي تو

باور نميکردم يه روزبرم و تنهات بزارم

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 دوستت دارم
دل بي روح جنس آهنت را دوست دارم

خطوط در هم پيراهنت را دوست دارم

نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم

غرور سر کش ديوانه ات را دوست دارم

تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم

بهاري و من آن عطر خوشت را دوست دارم

به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم

تماشايي تو هستي ديدنت را دوست دارم

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 
اگر ذره اي

    در هواي من است

     دلت

        فاش کن اين

     سزاي من است


اگر هم پشيمان شدي

  دير نيست 

         دلم جز به عشق تو زنجير نيست!!!!

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 من از تو عاشق ترم
تو ميگفتي دوسم داري

تو ميگفتي عاشق چشام شدي

تو ميگفتي بوسه هامو دوست داري

تو ميگفتي قصه هامو دوست داري

تو ميگفتي دوست داري نوازشم کني

تو ميگفتي ميخوام تو بغلم بگيرمت

تو ميگفتي همدرد تو منم

تو ميگفتي همراز تو منم

تو ميگفتي شب و روز من تويي

تو ميگفتي تنها يار من تويي

تو گفتي......تو گفتي

تو همه اينا رو گفتي ولي من فقط ميگم:

اگه تو نباشي من ميميرم  حالا ديدي م ن از تو عاشق ترم!!!!!

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 
میخوام واستون یه حقیقت بگم که فکر میکنم دختر خانوما خفن حال کنن با هاش
|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه پنجم شهریور 1387  |
 حقیقت محض
حقيقت محض کلاس آموزشي براي آقايان اهداف تربيتي جهت تقويت مغزشان ... واحد اول : دروس پايه اي چطور بدون مادرمان زندگي کنيم : 200 ساعت همسرم مادرم نيست : 35 ساعت درک اين مساله که فوتبال چيزي جز يک ورزش نيست و حذف شدن از جام جهاني فاجعه نيست... واحد دوم : زندگي زناشويي بچه دار شدن بدون حسودي به نوزاد : 50 ساعت غلبه بر سندروم کنترل از راه دور تلويزيون هميشه بايد دست من باشد : 55ساعت درک اين مساله مهم که کفش ها خودشان توي جا کفشي نمي روند : 80 ساعت چطور بدون گم شدن، لباس هاي کثيفمان را تا سبد رخت چرک ببريم : 50 ساعت چطور بدون اينکه ناله کنيم از بيماري مهلک سرما خوردگي جان سالم به درببريم : 50ساعت واحد سوم:اوقات فراغت چطور در آشپزي کمک کنيم بدون اينکه آشپزخانه را به گند بکشيم . چطور نوشيدني سرو کنيم بدون اينکه سيني را تبديل به استخر کنيم . چطور يک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنيم و در عين حال از سوختنش جلوگيري کنيم . واحدچهارم :آشپزخانه اولين نيمروي زندگيم بدون سوزاندن ماهيتابه . کلاس عملي:عمليات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکاروني . بعد از قبولي در مرحله اول مرحله فشرده با عناوين زير آغاز ميشود.نظر به دليل آنکه مباحث واقعا پيچيده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذيرفته مي شوند... اولين مبحث : البسه از لباسشويي تا کمد :يک مرحله مرموز دومين مبحث: ريسک هاي پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا يخچال سومين مبحث: آشپزي و بيرون بردن زباله ها شما را ناقص نمي کند چهارمين مبحث: ايا وقتي مردي رانندگي مي کند،مي تواند آدرس بپرسد بدون اينکه بي عرضه به نظر برسد؟(مطالعه ميداني) پنجمين مبحث : تفاوت هاي اساسي زمين با سبد رخت چرک ششمين مبحث : "مردي در صندلي کنار راننده" آيا واقعا ممکن است دائما دستور العمل صادر نکنيم و غر نزنيم وقتي خانم رانندگي مي کند يا مشغول پارک کردن است؟
|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه پنجم شهریور 1387  |
 
 

" همه کلمات با آنچه ميان من و توست بيگانه اند و من هيچ کلمه اي را براي گفتگوي با تو شايسته تر از سکوت نيافته ام ، آيا سخن مرا ميشنوي؟؟؟ "

" مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطيف و شاعرانه است که من را مدهوش مي کند ، تو تنها چيزي هستي که براي من ارزش فکرکردن را داري ! نمي دانم چقدر از شهر من دوري اما همه جا حست ميکنم ، ميشنومت . تو تکرار هميشگي عشقي و من فقط انعکاس بي ارزش نور تو هستم و ديگر هيچ ... "

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس کردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تک ستاره اي خاموش ديدي براي يکبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو :

يادت بخير ...

دلم در حلقه غم ها نشسته     *****     زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست      *****    تورا مي خواهم و اينها بهانه ست

|+| نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه پنجم شهریور 1387  |
 
 
بالا